السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
113
تفسير الميزان ( فارسي )
« جلد » به معناى زدن تازيانه است و كلمه « رأفت » به معناى دلسوزى و تحريك شدن عواطف است ، بعضى « 1 » از لغويين گفتهاند : به معناى رحمت آميخته با دلسوزى است و كلمه « طائفه » در اصل به معناى جماعت است وقتى كه كوچ مىكنند ، بعضى « 2 » گفتهاند : اين كلمه بر دو نفر و حتى بر يك نفر هم اطلاق مىشود . * ( « الزَّانِيَةُ وَالزَّانِي ) * . . . * ( جَلْدَةٍ » ) * - مراد مرد و زنى است كه اين عمل شنيع از آن دو سر زده ، كه بايد به هر يك از آن دو صد تازيانه بزنند ، و صد تازيانه حد زنا است به نص اين آيه شريفه ، چيزى كه هست در چند صورت تخصيص خورده ، اول اينكه زناكاران محصن باشند ، يعنى مرد زناكار داراى همسر باشد ، و زن زناكار هم شوهر داشته باشد ، يا يكى از اين دو محصن باشد كه در اين صورت هر كس كه محصن است بايد سنگسار شود ، دوم اينكه برده نباشند كه اگر برده باشند حد زناى آنان نصف حد زناى آزاد مىباشد . بعضى « 3 » از مفسرين گفتهاند : اگر زن زناكار را جلوتر از مرد زناكار ذكر كرده ، براى اين بوده كه اين عمل از زنان شنيعتر و زشتتر است و نيز براى اين بوده كه شهوت در زنان قويتر و بيشتر است . و خطاب در آيه متوجه به عموم مسلمين است ، در نتيجه زدن تازيانه كار كسى است كه متولى امور مسلمانان است ، كه يا پيغمبر است و يا امام ، و يا نايب امام . * ( « وَلا تَأْخُذْكُمْ بِهِما رَأْفَةٌ فِي دِينِ اللَّه . . . » ) * - اين نهى كه از رأفت شده از قبيل نهى از مسبب است به نهى از سبب ، چون رقت كردن به حال كسى كه مستحق عذاب است باعث مىشود كه در عذاب كردن او تساهل شود ، و در نتيجه نسبت به او تخفيف دهند ، و يا به كلى اجراى حدود را تعطيل كنند ، و به همين جهت كلام را مقيد كرد به قيد « * ( فِي دِينِ اللَّه ) * » تا جمله چنين معنا دهد كه در حالتى كه اين سهلانگارى در دين خدا و شريعت او شده است . بعضى « 4 » از مفسرين گفتهاند : مراد از « دين اللَّه » همان حكم خدا است ، هم چنان كه در آيه « ما كانَ لِيَأْخُذَ أَخاه فِي دِينِ الْمَلِكِ » « 5 » بدين معنا است ، يعنى رأفت ، شما را در اجراى حكم خدا و اقامه حد او نگيرد .
--> ( 1 ) مجمع البيان ، ج 7 ، ص 124 به نقل از اخفش . ( 2 ) مجمع البيان ، ج 7 ، ص 124 . ( 3 ) مجمع البيان ، ج 7 ، ص 124 . ( 4 ) مجمع البيان ، ج 7 ، ص 124 به نقل از ابن عباس . ( 5 ) در حكم پادشاه قانونا نمىتوانست برادر خود را نگهدارد . سوره يوسف ، آيه 76 .